تا ۱۹ آبان (۱۰ نوامبر)، کمتر از دو هفته باقی مانده است؛ روزی که مهلت تعلیق بخشی از محدودیتهای صادراتی چین بر عناصر نادر خاکی به پایان میرسد. هنوز مشخص نیست که این محدودیتها تمدید خواهند شد یا نه. شاید باورپذیر نباشد، اما قیمت هر کیلوگرم اکسید دیسپروزیم در خارج از چین بیش از ده برابر قیمت همان محصول در داخل این کشور است. این اختلاف قیمت نشان میدهد که در بازار عناصر نادر خاکی، برخورداری از ذخایر معدنی بهتنهایی مزیت تعیینکننده نیست؛ توانایی فرآوری و دسترسی به زنجیره تأمین نیز اهمیت اساسی دارد.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۶۰ درصد استخراج عناصر نادر خاکی مغناطیسی جهان را در اختیار داشت؛ اما سهم این کشور در پالایش به ۹۱ درصد و در تولید آهنرباهای دائمی به حدود ۹۴ درصد میرسید. این ارقام نشان میدهد که قدرت چین صرفاً از استخراج آغاز نمیشود، بلکه در توانایی جداسازی عناصر و تبدیل آنها به محصولات مورد نیاز صنایع پیشرفته تثبیت شده است.
مقایسه برزیل و مالزی نیز همین واقعیت را نشان میدهد. برزیل با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ عناصر نادر خاکی جهان، سهم محدودی از تولید جهانی دارد؛ در حالی که مالزی با ذخایر کمتر، به پشتوانه ظرفیت جداسازی، به یکی از بازیگران مهم صنعت پالایش تبدیل شده است. در این بازار، میزان ذخایر تنها بخشی از معادله است؛ توانایی فرآوری و تولید محصولات صنعتی نیز جایگاه کشورها را تعیین میکند.
این موضوع برای ایران نیز اهمیت ویژهای دارد. مطالعات دانشگاهی نشان میدهد کنسانتره آپاتیت اسفوردی در بافق حاوی مقادیر قابل توجهی سریم، لانتانیم و نئودیمیم است. بنابراین، بخشی از ظرفیت کشور برای توسعه این صنعت ممکن است در جریانهای معدنی موجود قرار داشته باشد؛ موادی که میتوان با توسعه فناوریهای مناسب، امکان بازیابی آنها را بررسی کرد.
با این حال، بازیابی تنها مرحله نخست است. جداسازی عناصر نادر خاکی به فناوری پیشرفته و دانش فنی تخصصی نیاز دارد و همراهی برخی از این عناصر با مواد پرتوزایی مانند توریم، رعایت ملاحظات ایمنی و محیطزیستی را ضروری میکند. از این رو، مسیر توسعه این صنعت در ایران باید بر ایجاد توان فناورانه و توسعه ظرفیت داخلی متمرکز باشد، نه صرفاً خرید تجهیزات.
تحولات جهانی، از رقابت آمریکا و چین تا تلاش گروه هفت برای کاهش وابستگی به تأمینکنندگان محدود و تأکید بریکس بر توسعه ارزش افزوده، فرصتهایی برای ایران ایجاد کرده است. استفاده از این فرصتها مستلزم آن است که همکاری با چین و دیگر اعضای بریکس از سطح تفاهمنامه و نشستهای پژوهشی فراتر برود و به قراردادهای مشخص برای انتقال فناوری جداسازی منتهی شود.
برای حرکت در این مسیر، سه اقدام میتواند در اولویت قرار گیرد:
۱. بازیابی از جریانهای موجود: بررسی ظرفیت بازیابی عناصر نادر خاکی از جریانهای فسفاتی و آپاتیتی، بهجای وابستگی صرف به کشف ذخایر جدید.
۲. گزارشدهی استاندارد: ارزیابی و گزارش منابع بر اساس استانداردهای بینالمللی برای افزایش اعتماد سرمایهگذاران و شرکای خارجی.
۳. توسعه فناوری جداسازی: تشکیل کنسرسیومی با محوریت ایمیدرو و مشارکت بخش خصوصی و دانشگاهها، با مسئولیت، زمانبندی و شاخصهای مشخص.
تجربه جهانی نشان میدهد که برخورداری از ذخایر معدنی، شرط لازم برای توسعه صنعت عناصر نادر خاکی است، اما بهتنهایی کافی نیست. برای ایران نیز مسئله فقط شناسایی منابع جدید نیست؛ بلکه باید روشن شود چگونه میتوان ظرفیتهای موجود را به محصولات فرآوریشده و مورد نیاز صنعت تبدیل کرد. پاسخ به این مسئله، نقش ایران را در بازاری مشخص خواهد کرد که اهمیت آن در رقابتهای اقتصادی و فناورانه جهان روزبهروز بیشتر میشود.