در روز ملی صادرات، رسم بر این است که از افتخارآفرینی صادرکنندگان بگوییم، به تلاشهایشان تبریک بگوییم و از نقش آنان در اقتصاد کشور تجلیل کنیم. همه اینها شایسته و ضروری است؛ اما امسال، بیش از تبریک، به شنیدن نیاز داریم؛ شنیدن صدای کسانی که در دشوارترین شرایط، همچنان برای حفظ بازارهای صادراتی کشور تلاش میکنند.
فرآیند صادرات، حاصل سالها اعتمادسازی، اعتبار حرفهای، سرمایهگذاری، تلاش شبانهروزی و رقابتی نفسگیر در بازارهای جهانی است. بازاری که بهدستآوردن آن دشوار و از دست دادنش گاهی بهسادگی یک تصمیم، یک بخشنامه یا یک تأخیر اداری است.
امروز صادرکننده ایرانی، جنگ، علاوه بر تحریمها، نوسانات اقتصادی، دشواریهای نقلوانتقال پول و رقابت فشرده بینالمللی، باید با انبوهی از مقررات متغیر، تصمیمات پیشبینیناپذیر و فرآیندهای پیچیده اداری نیز دستوپنجه نرم کند. گاهی آنقدر انرژی و سرمایه فعال اقتصادی صرف عبور از موانع داخلی میشود که فرصت و توان رقابت در بازارهای خارجی از او گرفته میشود.
درد ما این نیست که مسیر صادرات دشوار است؛ درد این است که گاهی موانعی که باید در بیرون از مرزها با آنها بجنگیم، در داخل کشور پیش پای خودمان قرار میگیرند.
صادرکننده برای حضور در بازار جهانی، به ثبات، اعتماد، سرعت و امکان برنامهریزی نیاز دارد؛ اما چگونه میتوان برای بازاری که امروز به دست میآید و فردا ممکن است با یک تصمیم غیرمنتظره از دست برود، برنامهریزی کرد؟ چگونه میتوان از بنگاه اقتصادی انتظار داشت در بازارهای جهانی خوشقول و قابل اعتماد باشد، وقتی خودش در داخل با تصمیماتی مواجه است که خارج از اراده اوست؟
این گلایهها از سر ناامیدی یا نادیدهگرفتن تلاشهای مسئولان نیست، از سر دلسوزی برای اقتصادی است که بیش از هر زمان دیگری به ارزآوری، تولید، اشتغال و حضور پایدار در بازارهای بینالمللی نیاز دارد. صادرکنندگان، سربازان اقتصادی کشورند، اما هیچ سربازی را نمیتوان بدون تجهیزات، پشتیبانی و فرماندهی منسجم، برای پیروزی در میدان رقابت جهانی تنها گذاشت.
بهعنوان رئیس کمیسیون صادرات جامعه صنعت کفش ایران، باور دارم که صنعت کفش کشور ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه بازارهای خارجی و ارزآوری دارد؛ ظرفیتی که تحقق آن، بهجای شعارهای حمایتی، نیازمند سیاستهای پایدار، مقررات تسهیلگر، تصمیمگیری کارشناسی و اعتماد واقعی به بخش خصوصی است.
روز ملی صادرات، فرصتی برای تجلیل از صادرکنندگان است، اما در کنار آن، باید فرصتی برای بازنگری در سیاستها و شنیدن صریح دغدغههای آنان نیز باشد. اگر امروز صدای گلایه صادرکنندگان را نشنویم، فردا ممکن است بهجای گلایه، با خاموششدن چراغ بنگاههایی مواجه شویم که سالها برای تولید، اشتغال و فتح بازارهای جهانی تلاش کردهاند.
من معتقدم هنوز فرصت اصلاح وجود دارد، به شرط آنکه صادرات را نه در شعارها، بلکه در تصمیمهایمان اولویت بدهیم. حمایت از صادرات، الزاماً به معنای پرداخت تسهیلات یا برگزاری مراسم تقدیر نبوده و گاهی بزرگترین حمایت، حذف یک مانع غیرضروری، جلوگیری از یک تصمیم خلقالساعه و فراهمکردن امکان پیشبینی آینده است.
در روز ملی صادرات، به همه صادرکنندگانی که با وجود تمام دشواریها ایستادهاند، خسته نباشید میگویم و در کنار این خستهنباشید، یک مطالبه جدی هم دارم: اجازه ندهیم هزینه تصمیمات نادرست و موانع قابلرفع، از توان و انگیزه کسانی گرفته شود که هنوز برای اقتصاد این کشور میجنگند.