کد خبر: ۵۰۲۸۸۵
۱۷ فروردين ۱۴۰۵ ۲۱:۰۰

افول هیمنه غرب در هرمز؛ وقتی ترامپ از شرق کمک می‌خواهد

سبطین الجبوری - کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل
افول هیمنه غرب در هرمز؛ وقتی ترامپ از شرق کمک می‌خواهد

تحولات اخیر در تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که معادلات قدرت در نظام بین‌الملل در حال دگرگونی است. در حالی که کاخ سفید با ادبیات تهدید و جنگ سخن می‌گوید، واقعیت میدانی و دیپلماتیک حکایت از آن دارد که واشنگتن دیگر ابتکار عمل مطلق را در اختیار ندارد و برای خروج از بن‌بست ژئوپلیتیکی ایجادشده در یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، ناچار شده است به درِ خانه دیگر قدرت‌ها نیز مراجعه کند.

امروز تنگه هرمز تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست؛ بلکه به صحنه‌ای تبدیل شده که در آن محدودیت‌های قدرت نظامی غرب و تغییر توازن قوا در سطح جهانی آشکار شده است.

هرمز و تثبیت معادله بازدارندگی

آنچه در هفته‌های اخیر در این گذرگاه راهبردی رخ داده، نشان می‌دهد که معادله بازدارندگی در منطقه شکل تازه‌ای به خود گرفته است. با وجود تهدیدهای مکرر واشنگتن و نمایش‌های نظامی، ایالات متحده نتوانسته است امنیت کامل عبور و مرور دریایی را تضمین کند.

این وضعیت نه‌تنها کارایی ابزار فشار دریایی را زیر سؤال برده، بلکه پیام روشنی به بازار جهانی انرژی داده است: امنیت واقعی در این منطقه صرفاً با حضور نظامی خارجی تأمین نمی‌شود، بلکه به معادلات و موازنه‌های منطقه‌ای وابسته است.

از سوی دیگر، واکنش محتاطانه شرکت‌های بیمه و خطوط بزرگ کشتیرانی بین‌المللی نیز نشانه‌ای از تردید نسبت به توان آمریکا در تأمین امنیت کامل مسیرهای دریایی است؛ مسئله‌ای که عملاً روایت «چتر امنیتی آتلانتیک» را با چالش روبه‌رو کرده است.

درخواست کمک از چین؛ نشانه‌ای از محدودیت قدرت آمریکا

در این میان، دعوت دونالد ترامپ از چین و برخی کشورها برای مشارکت در تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، توجه بسیاری از ناظران را جلب کرده است. چنین درخواستی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به‌نوعی نشان‌دهنده آن است که واشنگتن دیگر تمایلی ندارد یا قادر نیست به تنهایی بار امنیت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را بر دوش بکشد.

از منظر ژئوپلیتیکی، این مسئله حامل پیامی روشن است: معادلات امنیت انرژی در جهان دیگر صرفاً در واشنگتن تعیین نمی‌شود و قدرت‌های دیگری نیز در شکل‌دهی به این معادلات نقش دارند.

در عین حال، این اقدام می‌تواند تلاشی از سوی واشنگتن برای بین‌المللی کردن مسئولیت بحران و تقسیم هزینه‌های آن میان دیگر قدرت‌ها تلقی شود؛ اقدامی که نشان می‌دهد نقش سنتی آمریکا به‌عنوان «پلیس جهانی» با چالش‌های جدی مواجه شده است.

شکاف در اردوگاه آتلانتیک

واکنش سرد برخی متحدان اروپایی به فراخوان آمریکا نیز از زاویه دیگری قابل توجه است. بسیاری از کشورهای اروپایی ترجیح داده‌اند در قبال تحولات منطقه با احتیاط بیشتری عمل کنند و از ورود به رویارویی‌های پرهزینه در غرب آسیا پرهیز کنند.

این رویکرد نشان‌دهنده نوعی فاصله‌گیری تدریجی از سیاست‌های یکجانبه واشنگتن است؛ روندی که در سال‌های اخیر نیز در موضوعات مختلفی مشاهده شده و به بحث‌هایی درباره آینده انسجام راهبردی در ناتو دامن زده است.

در چنین شرایطی، برخی بازیگران اروپایی تلاش می‌کنند کانال‌های ارتباطی مستقلی با قدرت‌های منطقه‌ای حفظ کنند تا از تأثیرات مستقیم هرگونه تنش احتمالی بر امنیت انرژی و اقتصاد خود جلوگیری کنند.

هرمز و نشانه‌های تغییر نظم جهانی

در مجموع، تحولات پیرامون تنگه هرمز را می‌توان فراتر از یک بحران مقطعی دریایی ارزیابی کرد. این تحولات بازتابی از روند گسترده‌تری است که طی آن توازن قدرت در نظام بین‌الملل در حال تغییر است.

تنگه هرمز امروز به نمادی از این تغییر تبدیل شده است؛ جایی که محدودیت‌های قدرت سنتی غرب آشکار می‌شود و نقش بازیگران جدید در معادلات امنیتی و انرژی جهان بیش از گذشته برجسته می‌شود.

نویسنده: سبطین الجبوری - کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل
اخبار
  • آخرین اخبار
  • پربازدید
  • پربحث
+ بیشتر