علی ورامینی در ابتدای این نشست با اشاره به فراگیر شدن دستیارهای هوش مصنوعی گفت: این ابزارها امکان نوشتن را برای افرادی فراهم کردهاند که پیش از این شوق نوشتن داشتند، اما از دانش و مهارت کافی برای آن برخوردار نبودند. با این حال، چالش مهم آن است که متنهای تولیدشده بهتدریج بیهویت و یکدست میشوند؛ چراکه بسیاری از افراد برای تولید محتوا از منابع و ابزارهای مشابه استفاده میکنند.
امیرحسن موسوی نیز در ادامه، هوش مصنوعی را بیش از آنکه ترسناک یا جذاب بداند، مایه حیرت توصیف کرد و به تأثیر آن بر مدلهای رفتاری و فکری انسان امروز پرداخت. به گفته او، گویی فرایند فکر کردن انسان معاصر با مراجعه به یکی از دستیارهای هوش مصنوعی آغاز میشود و همین مسئله باعث شده است موضوعات گفتوگو و بحث میان افراد نیز بهتدریج یکسان و مشترک شود.
موسوی در آسیبشناسی انبوه متنهای تولیدشده با هوش مصنوعی، به کتاب «در باب حرف مفت» نوشته هری فرانکفورت اشاره کرد و با استفاده از مفهوم مطرحشده در این کتاب، این متنها را مجموعهای از کلمات دانست که لزوماً نسبتی با واقعیت و حقیقت ندارند. او این نوع محتوا را به «سالاد کلمات» تشبیه کرد که ارتباطی با واقعیت زیسته انسان ندارد.
وی مهمترین آسیب وابستگی به هوش مصنوعی را از دست دادن مهارت فکر کردن دانست و برای توضیح این مسئله به تجربههای پیشین بشر اشاره کرد؛ از جمله گذار از دوره شکار و کاهش توان بدنی انسان و همچنین استفاده از ماشینحساب و کاهش مهارت محاسبات ذهنی. به اعتقاد موسوی، اگرچه تحولات پیشین با کاهش برخی تواناییها، فرصت بیشتری برای پرداختن به فعالیتهای مهمتر فراهم کردند، اما وابستگی به هوش مصنوعی میتواند پیامد متفاوتی داشته باشد؛ چراکه فکر کردن بخش جداییناپذیر هویت انسان است و با کنار گذاشتن آن، بخشی اساسی از انسان بودن نیز از دست میرود.
میترا فردوسی در بخش دیگری از این نشست، مفهوم «میانمایگی مقیاسپذیر» را مطرح کرد و گفت: هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده است که کسبوکارها با کمترین هزینه شکل بگیرند و فعالیت کنند. در چنین شرایطی، دارایی استراتژیک و ماندگار کسبوکارها، پایداری برند و هویت متمایز آنها خواهد بود.
به گفته فردوسی، کسبوکارها باید بر ویژگیهایی تمرکز کنند که هوش مصنوعی قادر به بازتولید آنها نیست. او با اشاره به مفهوم دروازهبانی در روزنامهنگاری، بر ضرورت بهکارگیری این رویکرد در حوزه برندسازی تأکید کرد و گفت خروجیهای هوش مصنوعی باید از فیلتر انسانی عبور کنند تا هویت و ویژگیهای متمایز افراد و سازمانها حفظ شود.
روشن نوروزی نیز با اشاره به شتاب تحولات فناوری و تأثیر آن بر فضای کسبوکار، معتقد است این تحولات مفهوم هویت را با معنای تازهای روبهرو کردهاند. او با بررسی مفهوم هویت از منظر برندینگ، آن را تصویری از خوشنامی دانست و با اشاره به دیدگاه ژان بودریار درباره بازنمایی واقعیت توضیح داد که گاهی تصویر صرفاً بازتاب واقعیت نیست، بلکه میتواند مبنایی برای ساختن واقعیتی تازه قرار گیرد.
نوروزی در ادامه هشدار داد که هوش مصنوعی میتواند هویتی برای یک سازمان تولید کند که در واقعیت، بازتابدهنده ویژگیها و ماهیت آن سازمان نباشد. به گفته او، این مسئله یکی از چالشهای جدی و خطرناک پیش روی سازمانها در عصر هوش مصنوعی است.
وی همچنین با اشاره به نتایج برخی پژوهشها گفت: استفاده از دستیارهای هوش مصنوعی در سطح فردی میتواند کیفیت خروجی را افزایش دهد، اما همین ابزارها در مقیاس جمعی به تولید خروجیهای همگن و مشابه منجر میشوند؛ موضوعی که بار دیگر مسئله حفظ هویت و تمایز را در کانون توجه قرار میدهد.
مجموع دیدگاههای مطرحشده در این نشست نشان میدهد که چالش هوش مصنوعی برای روابطعمومی صرفاً به تغییر ابزارهای تولید محتوا محدود نمیشود؛ بلکه مسئله اصلی، حفظ هویت مستقل، اصالت پیام و توانایی تفکر و قضاوت انسانی در فضایی است که تولید انبوه محتواهای مشابه را بیش از هر زمان دیگری آسان کرده است.