صنعت معدن، در ادبیات اقتصادی کلاسیک به عنوان «پیشران» شناخته میشود.
موتوری که توسعه آن، سرریزهای مثبتی به تمامی بخشهای زنجیره ارزش از صنایع پاییندستی گرفته تا خدمات مهندسی و لجستیک، گسیل میدارد. در اقتصاد ایران که گذار از خامفروشی به سوی خلق ارزش افزوده بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است، رویدادهایی نظیر نمایشگاه بینالمللی معدن، صنایع معدنی، ماشینآلات و تجهیزات وابسته (کانماین) نه صرفاً یک گردهمایی ساده بلکه یک «ضرورت سیستمی» برای اصلاح ساختار تولید محسوب میشوند.
بزرگترین چالش صنعت معدن ما، نه کمبود ذخایر که «شکاف تکنولوژیک» است. میانگین سن ناوگان ماشینآلات معدنی و عقبماندگی در فناوریهای نوین فرآوری، ضریب بهرهوری را در این حوزه به شدت کاهش داده است. در این فضا، کانماین نقش یک «پل» را ایفا میکند نه لزوماً در مفهوم فیزیکی آن، بلکه به عنوان بستری برای انتقال دانش.
وقتی صحبت از نمایشگاه حرفهای میشود، باید از سطحینگری «غرفهمحور» عبور کنیم. این رویداد باید بستری باشد که در آن تعامل میان شرکتهای دانشبنیان داخلی و بازیگران بینالمللی به همافزایی برای بومیسازی تجهیزات حساس بیانجامد. اگر نمایشگاه بتواند در لایههای پنهان خود، قراردادهای انتقال لایسنس یا همکاریهای مشترک را برای تولید قطعات و تجهیزات استراتژیک تسهیل کند، آنگاه میتوان ادعا کرد که نمایشگاه به کارکرد اصلی خود به عنوان راهگشای صنعتی دست یافته است.
یکی از انتقادات جدی به فضای کسبوکار معدنی، گسست میان بخشهای مختلف زنجیره ارزش است. نمایشگاه کانماین فرصتی طلایی است تا بازیگران این زنجیره از اکتشاف و استخراج تا فرآوری نهایی در یک اکوسیستم واحد گردهم آیند. در این مدل، «اقتصاد مقیاس» معنا پیدا میکند، چرا که تأمینکنندگان قطعات، تولیدکنندگان ماشینآلات و بهرهبرداران معدنی در کنار هم میتوانند چالشهای مشترک خود را در حوزه سیاستگذاری عمومی شناسایی کرده و صدای واحدی برای تغییرات رگولاتوری به گوش سیاستگذاران برسانند.
باید بپذیریم که جذب سرمایهگذاری خارجی و حتی داخلی، در سایه نااطمینانیهای محیطی به یک بنبست رسیده است. نمایشگاه، مکانیسم «سیگنالدهی» است. حضور فعالان خوشنام در نمایشگاه، نشان از پویایی و ماندگاری در بازار دارد. کانماین میتواند به عنوان ویترینی از ظرفیتهای ایران، ریسک ادراکشده برای سرمایهگذاران را کاهش دهد و ثابت کند که صنعت معدن ایران با وجود فشارهای برونزا، همچنان واجد جذابیتهای بنیادی برای سرمایهگذاریهای میانمدت و بلندمدت است.
نگاه به این رویداد، باید نگاهی دادهمحور باشد. نمایشگاه کانماین نباید در پایان روز اختتامیه، به اتمام برسد. خروجی این نمایشگاه باید تبدیل به گزارشهای تحلیلی برای اتاقهای فکر و نهادهای سیاستگذار شود. ما به چه تکنولوژیهایی نیاز داریم؟ ظرفیتهای صادراتی در کدام حوزه تجهیزات نهفته است؟ گلوگاههای لجستیکی در جابجایی مواد معدنی کجاست؟ این پرسشها باید در پنلهای تخصصی نمایشگاه به پاسخهای عملیاتی برسند.
تحول دیجیتال در معدن (Mining ۴.۰) که امروزه در سطح جهانی به استاندارد تبدیل شده، نیازمند بسترهایی برای آشنایی مدیران معدنی با این پارادایم است. کانماین در قامت یک نمایشگاه پیشرو، موظف است این گفتمان را به متن اصلی برنامههای خود بیاورد. مدیریت هوشمند ناوگان، استفاده از پهپادها در اکتشاف و تحلیل دادههای بزرگ برای کاهش هزینههای عملیاتی، موضوعاتی هستند که باید در اولویت دستور کار نمایشگاه قرار گیرند تا صنعت معدن ما از فاز «سنتی-تجربی» به فاز «صنعتی-مدرن» انتقال یابد.
کانماین به عنوان یک نهاد صنفی-اقتصادی، مسئولیت دارد که گفتمان «معدنکاری مسئولانه» را ترویج کند. پایداری زیستمحیطی و تعامل با جوامع محلی، مؤلفههایی هستند که در دنیای امروز بدون آنها، هیچ پروژه معدنی به تأمین مالی پایدار دست نخواهد یافت.
نمایشگاه کانماین اگر بتواند این همگرایی میان دانش فنی، سرمایه مالی و استانداردهای نوین مدیریتی را ایجاد کند، بیتردید از یک رویداد تقویمی به یک «پیشران توسعه صنعتی» ارتقا خواهد یافت. موفقیت این رویداد با حجم قراردادهای امضا شده، میزان مشارکت شرکتهای تکنولوژیمحور و عمق مباحث کارشناسی در پنلهای تخصصی سنجیده میشود نه صرفاً با تعداد بازدیدکنندگان. وقت آن رسیده است که از نمایشگاه به عنوان ابزاری برای سیاستگذاری خرد و کلان در جهت بهبود تراز تجاری معدن بهره ببریم.