صنعت نمایشگاهی همواره آینهای تمامنما از شرایط کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور بوده است. امسال، پس از پشت سر گذاشتن ماههای پرالتهاب و سایه سنگین شرایط جنگی بر سر کشور، اکوسیستم نمایشگاهی ما در وضعیتی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در رویههای گذشته است. اگر تا دیروز دغدغه اصلی شرکتها، توسعه، رقابت بر سر ابعاد پروژهها و حجمسازیهای عظیم بود، امروز کلمه کلیدی برای بقای این صنعت، «مدیریت هوشمندانه منابع و تابآوری» است.
شرایط خاص کشور، نوسانات شدید ارزی، ریسکهای بالای سرمایهگذاری و اختلال در زنجیره تامین، تأمین متریالهای پایه را با چالشهای جدی مواجه کرده است. واقعیت این است که امسال، سال صرفهجویی و استفاده بهینه از مواد اولیه است. دوران ساختوسازهای سنگین، یکبار مصرف و پرهزینه که تنها پس از چهار روز نمایشگاه به کوهی از ضایعات تبدیل میشدند، حداقل در شرایط کنونی منطقی به نظر نمیرسد.
امروز حرکت به سمت غرفههای مدولار، متریالهای دوستدار محیطزیست و سازههایی که قابلیت استفاده مجدد دارند، دیگر یک ژست روشنفکرانه یا انتخاب ثانویه نیست، بلکه یک «الزام اقتصادی» برای زنده ماندن شرکتهای غرفهساز و کاهش فشار مالی بر مشارکتکنندگان است.
اما تقلیل دادن بحران فعلی تنها به موضوع متریال، نادیده گرفتن سایر ابعاد این اکوسیستم است. محدودیتها فراتر از چوب و آهن است. کارفرمایان و برندهای مشارکتکننده نیز تحت فشارهای اقتصادی ناشی از شرایط جنگی و رکود بازار، بودجههای تبلیغاتی و مارکتینگ خود را به شدت منقبض کردهاند. آنها همچنان برای حفظ سهم بازار خود به حضور در نمایشگاهها نیاز دارند، اما به دنبال بالاترین دستاورد با کمترین هزینه هستند. در این میان، هنر غرفهسازان و طراحان، ارائه طرحهای مینیمال اما خلاقانهای است که بتواند با کمترین استفاده از متریالهای گرانقیمت، بیشترین تاثیر بصری و کاربردی را خلق کند.
فراتر از بحث مواد اولیه و بودجه، ما امروز با چالش حیاتی حفظ «سرمایه انسانی» مواجهیم. التهابات سیاسی و امنیتی، در کنار فشارهای مضاعف معیشتی، سایهای از بیثباتی را بر جامعه کارگری و متخصصان پروژهای افکنده است. نیروهای فنی، نجارها، طراحان و مدیران اجرایی که ستون فقرات این صنعت محسوب میشوند، نیازمند امنیت روانی و مالیاند. در سالی که پروژهها ممکن است از نظر تعداد یا حاشیه سود افت کنند، حفظ این هسته تخصصی یکی از بزرگترین وظایف شرکتهای غرفهسازی است. از دست دادن این نیروها به معنای از بین رفتن سالها تجربه میدانی است؛ تجربهای که جایگزینی آن به سادگی امکانپذیر نخواهد بود و فرسایش نیروی انسانی میتواند آسیبی به مراتب کاریتر از کمبود متریال به پیکره این صنعت وارد کند.
در این شرایط انقباضی، روی آوردن به فناوریهای نوین میتواند به عنوان یک راهکار نجاتبخش عمل کند. استفاده هوشمندانه از نورپردازیهای مدرن، صفحات نمایشگر، تولید محتوای بصری باکیفیت و ابزارهای دیجیتال، میتواند جایگزین بسیار مناسبی برای حجمسازیهای فیزیکی باشد. از سوی دیگر، بهرهگیری از هوش مصنوعی و نرمافزارهای پیشرفته در فرآیند طراحی و مهندسی ارزش، برای بهینهسازی دقیق برش متریال و به حداقل رساندن پرتی مواد، یکی از راهکارهای عملی برای مدیریت هزینهها در کارگاههاست.
واقعیت این است که اکوسیستم نمایشگاهی ایران دوران گذار سختی را تجربه میکند. عبور از ترکشهای اقتصادی شرایط جنگی، نیازمند یک پوستاندازی جدی در تمام سطوح است. امسال، سالِ بقا از طریق هوشمندی و همبستگی است.
در این برهه، انجمنهای صنفی باید نقش پررنگتری در ایجاد همافزایی میان شرکتها، به اشتراکگذاری منابع، تسهیل تامین مواد اولیه و تدوین استانداردهای جدید برای غرفههای اقتصادی ایفا کنند. ما به عنوان فعالان این صنعت، باید بپذیریم که قواعد بازی تغییر کرده است؛ در سال جاری، پیروز این میدان شرکتی نیست که بزرگترین یا پرزرقوبرقترین غرفه را میسازد، بلکه مجموعهای است که با بالاترین بهرهوری، کمترین اتلاف منابع و حفظ انسجام تیم انسانی خود، از این گردنه سخت عبور کند.