سال ۱۴۰۵ برای صنعت ایران سال سختی بود. جنگ و افزایش تهدیدهای متوجه زیرساختهای اقتصادی، آزمون جدیای برای صنایع بزرگ رقم زد؛ آزمونی که خیلی از بنگاهها زیر فشارش یا تولید را کاهش دادند یا برنامههای توسعهایشان را متوقف کردند. فولاد مبارکه اما در این شرایط نهتنها خطوط تولید را متوقف نکرد، بلکه برنامههای توسعهایاش را هم بدون وقفه ادامه داد؛ تصمیمی که در آن مقطع، با توجه به ریسکهای امنیتی و لجستیکی موجود، چندان ساده نبود.
اهمیت این عملکرد فقط به حجم تولید محدود نمیشود. حفظ پایداری زنجیره تأمین فولاد کشور - زنجیرهای که صنایع ساختمان، خودرو، لوازم خانگی، نفت، گاز و پتروشیمی به آن وابستهاند - شاید مهمترین دستاورد این دوره باشد. توقف یا کاهش تولید در یک بنگاه به این بزرگی، میتوانست بهسرعت به بحرانی زنجیرهای در دهها صنعت پاییندستی تبدیل شود؛ چیزی که در نهایت اتفاق نیفتاد.
در کنار مدیریت شرایط جنگی، فولاد مبارکه پروژههای کلان خود را هم دنبال کرد: توسعه زیرساختهای تولید، تکمیل طرحهای افزایش ظرفیت، حمایت از ساخت داخل و گسترش همکاری با شرکتهای دانشبنیان. این پروژهها نه بهعنوان اقدامات جانبی، بلکه در امتداد همان راهبرد اصلی شرکت - کاهش وابستگی به واردات و تقویت زنجیره تأمین داخلی - پیش رفتند.
در حوزه فناوری هم تمرکز بر بومیسازی تجهیزات و اتکا به توان متخصصان داخلی ادامه یافت. این رویکرد، که پیشتر عمدتاً با نگاه به تحریمها دنبال میشد، در دوره جنگ کارکرد دیگری هم پیدا کرد: کاهش وابستگی به تأمینکنندگان و قطعات خارجی که در شرایط بحرانی، دسترسی به آنها میتوانست با تأخیر یا اختلال مواجه شود.
این شرکت در سال جاری همچنین تلاش کرد نقشی فراتر از یک بنگاه اقتصادی صرف ایفا کند. مشارکت در طرحهای عمرانی و اجتماعی، حمایت از پروژههای زیرساختی و حضور در برنامههای توسعهای مناطق مختلف، بخشی از این رویکرد بوده است - رویکردی که معمولاً از بنگاههای بزرگ صنعتی در دورههای بحرانی انتظار میرود، اما همیشه محقق نمیشود.
در حوزه محیط زیست و انرژی نیز توسعه زیرساختهای انرژی و کاهش مصرف منابع در اولویت قرار داشت. با توجه به ناترازی انرژی کشور در فصول اخیر، این موضوع دیگر یک انتخاب فرعی نیست؛ برای بنگاهی با مقیاس تولید فولاد مبارکه، مدیریت مصرف انرژی مستقیماً روی پایداری تولید هم اثر میگذارد.
مرور این یک سال نشان میدهد فولاد مبارکه، در یکی از پیچیدهترین دورههای اقتصاد ایران، توانسته میان سه هدف همزمان - حفظ تولید، ادامه توسعه و افزایش تابآوری - تعادل نسبی برقرار کند؛ تعادلی که در شرایط عادی هم دستیابی به آن آسان نیست، چه برسد به سالی که با جنگ و فشار انرژی همراه بود.