گروه ورزش تیتر کوتاه- نسیم شیرازی: فوتبال اعجاب انگیز باز هم نشان داد هیچ داده و الگوریتمی نمیتواند آن را پیش بینی کند. پیش از آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، با تکیه بر دادههای رسمی، رتبهبندی فیفا، عملکرد تیمها در سالهای اخیر، ارزش بازیکنان، کیفیت مربیان، شاخصهای هجومی و دفاعی و روند مسابقات ملی، برای بسیاری از دیدارهای مرحله گروهی پیشبینیهایی از سوی هوش مصنوعی انجام شد. حالا که بخش بزرگی از مسابقات انجام شده است، شاهد پیشی گرفتن عجایب دنیای فوتبال از داده ها و تحلیل های هوش مصنوعی هستیم. البته که بخشی از پیشبینیها درباره بعضی تیم های مدعی درست بود و نمی توان مدل های آماری به طور کامل رد کرد ولی فوتبال با حذف تیم هایی چون برزیل و پیشی گرفتن تیم هایی چون کیپ ورد از رقبای خود چیزی فراتر را به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی در دفاع از خودش به پیش بینی های درست و البته نه دقیق خود اشاره می کند و مهم ترین نکته این جام را اهمیت «فرم لحظهای» تیمها عنوان می کند. اما چیزی که از درون این دو دنیای عجیب بیرون آمد این بود که فوتبال نشان داد، انگیزه بیشتر می تواند معادلات کاغذی را به هم بزند، می تواند تاکتیک را در تیم هایی نه چندان اسم و رسم دار هم به رخ بکشد و در نهایت معادلات را تغییر دهند تا بعضی پیشبینیها بهویژه درباره اختلاف گل یا حتی نتیجه نهایی، با واقعیت فاصله داشته باشند.
شاید اولین ایراد هوش مصنوعی این باشد که در برخی موارد وزن بیش از حدی به رتبه فیفا، ارزش بازیکنان و سابقه تاریخی داده شد و نقش فرم روز، شرایط بدنی، مصدومیتها، خستگی ناشی از فصل باشگاهی و حتی شرایط روانی تیمها کمتر از حد لازم در نظر گرفته شد.
هوش مصنوعی درباره پیشبینی قهرمان هم بر اساس آمار ابتدای جام اسپانیا را با اختلاف بسیار به دلیل انسجام تاکتیکی، کیفیت نسل جدید و ساختار تیمی مدعی اصلی دانست و بعد از چند بازی این اختلاف را به سمت فرانسه برد. این تغییر نشان داد که پیشبینی حرفهای نباید به یک نظر ثابت تبدیل شود؛ بلکه باید با ورود دادههای جدید اصلاح شود. اصرار بر یک تحلیل اولیه، برخلاف اصول تحلیل داده است و این یعنی این فوتبال می تواند تمام داده ها را زیر سوال ببرد.
هوش مصنوعی در دفاع از خودش البته معتقد است "حتی پیشرفتهترین مدلهای آماری جهان نیز در پیشبینی «نتیجه دقیق» دقت محدودی دارند و آنچه معمولاً قابل پیشبینی است، احتمال برد، مساوی یا باخت است؛ اما اینکه مسابقه دقیقاً با چه نتیجهای پایان یابد، به رخدادهایی وابسته است که گاهی در چند ثانیه همه چیز را تغییر میدهند و از جمله این رخدادها را از یک اشتباه فردی گرفته تا اخراج، پنالتی یا حتی برخورد توپ به تیر دروازه می داند".
به هر حال بزرگترین درس این جام شاید همین باشد؛ فوتبال هنوز کاملاً قابل مدلسازی نیست. آمار میتواند بگوید احتمال برد یک تیم ۷۵ درصد است، اما هرگز تضمین نمیکند که آن تیم حتماً پیروز خواهد شد. همان ۲۵ درصد احتمال باقیمانده، همان چیزی است که فوتبال را به محبوبترین ورزش جهان تبدیل کرده است. هوش مصنوعی البته در پاسخ به این سوال که اگر امروز از ابتدا بخواهی تمام مسابقات را پیشبینی کنی بیشتر به چه مواردی توجه می کنی تاکید کرد که بدون تردید از همان دادههای آماری استفاده خواهد کرد، اما وزن بیشتری به فرم روز، شرایط روحی تیمها، عملکرد واقعی در دو بازی نخست و انعطاف تاکتیکی مربیان خواهد داد. تجربه همین جام نشان داد که دادهها نقطه شروع بسیار خوبی هستند، اما فوتبال همیشه برای غافلگیر کردن تحلیلگران، برنامهای در آستین دارد.
شاید همین غیرقابلپیشبینی بودن است که باعث میشود پس از دههها، هنوز هیچ مدل آماری نتواند جام جهانی را با قطعیت پیشبینی کند؛ و شاید همین، بزرگترین زیبایی فوتبال باشد.
شاید جام جهانی ۲۰۲۶ درس بزرگی داشت؛ درسی نه فقط برای مربیان، بازیکنان و تحلیلگران، بلکه برای هوش مصنوعی.
در ماههای گذشته، هزاران مدل آماری، میلیونها داده، میلیاردها رکورد از مسابقات ملی و باشگاهی، ارزش بازیکنان، شاخصهای تاکتیکی، میزان مالکیت توپ، کیفیت خلق موقعیت، نرخ تبدیل شوت به گل و حتی الگوریتمهای یادگیری ماشین تلاش کردند آینده را پیشبینی کنند و هوش مصنوعی نیز در با تکیه بر همین دادهها، دهها مسابقه را تحلیل و نتیجه آنها را پیشبینی کرد.
بعضی پیشبینیها درست از آب درآمدند؛ برخی دیگر نه.
اما شاید مهمتر از درست یا غلط بودن پیشبینیها، این پرسش باشد که چرا با وجود این حجم عظیم از داده، هنوز هم فوتبال از پیشبینی فرار میکند؟