تحرکات استثنایی امنیتی و قضایی که بامداد یکشنبه در بغداد به وقوع پیوست، صرفاً یک عملیات معمول مبارزه با فساد نبود؛ بلکه نقطه عطفی راهبردی به شمار میآید که نقشه واقعی غارت ثروتهای عراق را آشکار ساخت و به سالها عملیات فریب سیاسی و رسانهای جهتدار پایان داد.
این عملیات فراتر از کشف و ضبط اموال غارتشده است و در واقع به قلب شبکهای نفوذ کرده که جنگ اقتصادی علیه عراق و متحدانش را مدیریت میکرد. مهمترین ابعاد این رخداد را میتوان در محورهای زیر بررسی کرد:
۱. ابطال صریح ادعاهای قاچاق ارز به ایران و نسبت دادن آن به گروههای مقاومت
در سالهای گذشته، رسانههای غربی و برخی رسانههای منطقهای با تبلیغات گسترده مدعی بودند که کمبود دلار و افزایش نرخ ارز در عراق، نتیجه «قاچاق سازمانیافته ارز» به جمهوری اسلامی ایران است و گروههای مقاومت را به مشارکت در این شبکهها برای کاهش آثار تحریمهای آمریکا علیه ایران متهم میکردند.
اما یورشهای اخیر، با شواهد و مستندات عینی، بیاساس بودن کامل این روایت را آشکار کرد.
واقعیتهای میدانی: بررسیها نشان داد میلیونها دلار و میلیاردها دینار عراقی نه از مرزهای شرقی کشور خارج شده بود و نه در اختیار گروههای مقاومت قرار داشت؛ بلکه در مخفیگاهها، سردابها و انبارهای زیرزمینیِ مستحکم در منازل و کاخهای برخی چهرههای سیاسی از جمله السامرائی، الکربولی و الجنابی ــ که به جریانهای مخالف ایران و مقاومت تعلق دارند ــ احتکار شده بود.
فروریختن بهانه سیاسی: نتایج تحقیقات نشان داد متهم کردن جمهوری اسلامی ایران و گروههای مقاومت به قاچاق ارز و تخریب اقتصاد عراق، صرفاً پوششی برای منحرف کردن افکار عمومی و پنهانسازی بزرگترین شبکههای پولشویی، احتکار سرمایه و فساد مالی در تاریخ معاصر عراق بوده است؛ شبکههایی که با حمایت بازیگران خارجی فعالیت میکردند.
۲. افشای شبکههای وابسته به دستورکارهای خارجی و اعاده حیثیت مقاومت
نقشه بازداشتها و روند لغو مصونیت شماری از نمایندگان وابسته به برخی جریانهای سیاسی، نشان میدهد که فساد در عراق صرفاً رفتار فردی نبوده، بلکه پروژهای سازمانیافته با حمایت جریانهایی بوده است که همواره در پی تضعیف و بیثباتسازی عراق بودهاند.
سقوط نقاب «ملیگرایی»: دست داشتن چهرههایی که سالها با شعار «حاکمیت ملی» علیه گروههای مقاومت و نهادهای ملی عراق موضعگیری میکردند، نشان داد این شعارها پوششی برای حفاظت از امپراتوریهای مالی و منافع آنان و پیوندهایشان با دستورکارهای مشکوک خارجی بوده است.
بازتعریف مفهوم حاکمیت: تبرئه گروههای مقاومت از اتهامات مربوط به فساد اقتصادی، چه در عرصه قضایی و چه در میدان واقعیت، معادلات سیاسی عراق را دگرگون میکند و برای افکار عمومی روشن میسازد که کسانی که با خون خود از حاکمیت عراق دفاع کردند، عامل غارت ثروت ملت نبودهاند؛ بلکه غارتگران واقعی همان کسانی هستند که با تکیه بر محورهای غربی، دولت عراق را تحت فشار و باجخواهی قرار میدادند.
۳. خشکاندن ریشههای آشفتگی اقتصادی و تقویت ارزش دینار عراق
حجم عظیم وجوه نقد کشفشده، ابعاد جنگ مالی علیه ثبات اقتصادی عراق و کشورهای همسایه را آشکار میکند.
مقابله با محاصره مالی: احتکار ارزهای خارجی و هدایت آنها به سمت منافع مشکوک، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری بازار موازی ارز و ایجاد بحرانهای معیشتی بود؛ اقدامی که کاملاً در راستای سیاستهای فشار اقتصادی واشنگتن و محدودیتهای اعمالشده از سوی بانک فدرال آمریکا برای تحت فشار قرار دادن بغداد در حوزههای سیاسی و امنیتی قرار داشت.
تأمین بستر ثبات منطقهای: مهار این شبکهها میتواند زمینهساز ثبات واقعی اقتصادی، توسعه مبادلات تجاری مشروع میان عراق و کشورهای همسایه و خنثیسازی تلاشها برای استفاده از نظام بانکی بهعنوان ابزاری جهت قطع همکاریها و شراکتهای راهبردی منطقهای باشد.
جمعبندی
عملیات ضدفساد دولت عراق به ریاست نخستوزیر، با پشتوانه دستگاه قضایی، نقطه پایانی بر سالها روایتسازی و تحریف واقعیتها محسوب میشود. موفقیت عملیات «فجر الأحد» و بهکارگیری دستگاه مبارزه با تروریسم برای هدف قرار دادن کانونهای اصلی فساد، علاوه بر بازگرداندن میلیاردها دلار از اموال عمومی به خزانه ملت عراق، به منزله سندی آشکار در رد اتهامات سالهای گذشته علیه جمهوری اسلامی ایران و گروههای مقاومت درباره قاچاق ارز و تخریب اقتصاد عراق تلقی میشود؛ رخدادی که میتواند زمینهساز شکلگیری عراقی مقتدر، باثبات و برخوردار از توان تشخیص میان متحدان واقعی خود و کسانی باشد که سالها ثروت و ظرفیتهای این کشور را دستمایه منافع شخصی و سیاسی قرار دادهاند.