کد خبر: ۵۰۴۰۲۴
۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ ۲۱:۵۶

شکست غرور در پکن: ترامپ در جست‌وجوی میانجی‌گری شرقی برای نجات «هیبت فروریخته» آمریکا

سبطین الجبوری _ کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین‌الملل
شکست غرور در پکن: ترامپ در جست‌وجوی میانجی‌گری شرقی برای نجات «هیبت فروریخته» آمریکا

سفر کنونی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به پکن در ماه مه ۲۰۲۶ را می‌توان یکی از آشکارترین نشانه‌های افول و فرسایش در ساختار سیاست خارجی ایالات متحده دانست. پشت صحنه استقبال‌های رسمی و تشریفات دیپلماتیک، واقعیتی نهفته است که از اعتراف ضمنی واشنگتن به ناتوانی در برابر جبهه مقاومت جهانی حکایت دارد؛ واقعیتی که آمریکا را ناچار ساخته برای خروج از بحران‌هایی که خود در غرب آسیا ایجاد کرده، به قدرت‌های شرقی متوسل شود.

رویکرد به شرق پس از شکست سیاست «فشار حداکثری»

کاخ سفید سال‌ها بر ابزار تهدید و تحریم برای درهم شکستن اراده ملت‌ها و دولت‌های مستقل تکیه کرده بود؛ در رأس آنها ایران که از نگاه این تحلیل، در برابر پروژه‌های صهیونیستی ـ آمریکایی ایستادگی کرده است. اکنون ترامپ، همان رئیس‌جمهوری که توافق‌های بین‌المللی را زیر پا گذاشت و مسیر تشدید تحریم‌ها را در پیش گرفت، همراه با چهره‌های برجسته فناوری آمریکا مانند ایلان ماسک و جنسن هوانگ راهی پکن شده است؛ سفری که صرفاً اهداف اقتصادی ندارد، بلکه تلاشی برای جلب نقش‌آفرینی چین در مهار بحران‌هایی است که سیاست‌های آمریکا خود در شکل‌گیری آنها سهم اساسی داشته‌اند.

این تحول چند واقعیت مهم را آشکار می‌کند:

- بازگشت تیغ تحریم‌ها به سوی واشنگتن:

آمریکا به جای منزوی ساختن قدرت‌های نوظهور، خود با نوعی انزوای فزاینده بین‌المللی روبه‌رو شده و اکنون در جست‌وجوی میانجی‌هایی است که بتوانند تنش‌ها در تنگه هرمز را کنترل و مسیر‌های انرژی را که بر اثر سیاست‌های آمریکا دچار اختلال شده‌اند، ایمن سازند.

- افول اسطوره «پلیس جهان»:

مراجعه واشنگتن به پکن برای حل‌وفصل پرونده‌های منطقه‌ای، به معنای اعترافی ضمنی به کاهش توان آمریکا در تحمیل معادلات سیاسی و نظامی گذشته است؛ معادلاتی که اکنون با تغییرات جدی در موازنه قدرت مواجه شده‌اند.

امنیت انرژی و تنگه هرمز؛ معادلات تازه قدرت

بسیاری از گزارش‌ها حاکی از آن است که پرونده ایران در صدر مذاکرات پکن قرار دارد. آمریکا که از توقف صادرات انرژی و افزایش شدید قیمت نفت نگران است، تلاش می‌کند از مسیر چین به تفاهم‌هایی دست یابد که بتواند بخشی از منافع آسیب‌دیده خود در خلیج فارس را حفظ کند.

در این میان، ایستادگی ایران در برابر آنچه «تروریسم اقتصادی» خوانده می‌شود، جایگاه تهران را در معادلات امنیت انرژی منطقه‌ای تقویت کرده است. از همین رو، تلاش واشنگتن برای ترغیب چین به اعمال فشار بر ایران، بیانگر آن است که آمریکا به تدریج پذیرفته هرگونه ثبات در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه ایران، ثباتی شکننده و غیرواقعی خواهد بود.

ائتلاف «شرق بزرگ» در برابر سردرگمی آمریکا

همزمان با افزایش بحران‌های داخلی و شکاف‌های سیاسی در ایالات متحده، پکن در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان شریک راهبردی قدرت‌های مخالف هژمونی غرب، به ویژه ایران، است.

سفر اخیر ترامپ چند نکته مهم را نمایان ساخت:

- چین متحدان خود را معامله نمی‌کند:

با وجود پیشنهاد‌های اقتصادی و قرارداد‌های کلان تجاری و فناوری که واشنگتن مطرح می‌کند، پکن همچنان با احتیاط به آمریکا می‌نگرد و روابط راهبردی خود با تهران را بخشی از نظم چندقطبی آینده جهان می‌داند.

- ناکامی پروژه «ناتوی عربی ـ صهیونیستی»:

توسل آمریکا به شرق، از منظر این تحلیل، نشانه شکست تلاش‌های پیشین برای شکل‌دهی به ائتلاف‌های منطقه‌ای ضدایرانی است؛ زیرا بسیاری از بازیگران منطقه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اتکا به چتر امنیتی آمریکا دیگر تضمین‌کننده ثبات نیست و موازنه قدرت جهانی در حال حرکت به سوی محور تهران، پکن و مسکو است.

جمع‌بندی

حضور ترامپ در پکن را می‌توان نماد مرحله‌ای تازه در نظم بین‌الملل دانست؛ مرحله‌ای که در آن توان آمریکا برای اعمال اراده یک‌جانبه رو به افول گذاشته و در مقابل، قدرت‌های شرقی توانسته‌اند جایگاه سیاسی و راهبردی خود را تثبیت کنند.

اگر در گذشته واشنگتن تعیین‌کننده خطوط نفوذ و سرنوشت بحران‌های جهانی بود، اکنون ناچار شده است برای مدیریت چالش‌های خود به گفت‌و‌گو با همان قدرت‌هایی روی آورد که زمانی در پی مهار و انزوای آنها بود. به این ترتیب، گفتمان «مقاومت و ایستادگی» که تهران بر آن تأکید دارد، امروز بازتاب سیاسی خود را در راهرو‌های قدرت در پکن نشان می‌دهد؛ جایی که آمریکا با واقعیتی تازه در نظام بین‌الملل مواجه شده است.

نویسنده: سبطین الجبوری _ کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین‌الملل
اخبار
  • آخرین اخبار
  • پربازدید
  • پربحث
+ بیشتر