روابط عمومی هر دستگاه اجرایی، حلقه اتصال آن سازمان با افکار عمومی و رسانههاست؛ جایگاهی که وظیفه اصلی آن، تسهیل دسترسی به اطلاعات، ایجاد شفافیت و فراهم کردن زمینه اطلاعرسانی دقیق و بهموقع درباره عملکرد، تصمیمها و رویدادهای آن مجموعه است. با این حال، زمانی که اطلاعرسانی بهصورت گزینشی انجام شود، این پرسش جدی شکل میگیرد که آیا روابط عمومی در مسیر انجام وظایف حرفهای خود حرکت میکند یا ناخواسته به عاملی برای محدود کردن دسترسی برابر رسانهها به اطلاعات تبدیل شده است؟
سازمان غذا و دارو بهواسطه مسئولیت گسترده خود در حوزه دارو، تجهیزات پزشکی، فرآوردههای سلامتمحور و نظارت بر زنجیره تأمین این محصولات، یکی از مهمترین نهادهای اثرگذار بر سلامت عمومی است. تصمیمها و اقدامات این سازمان، نهتنها برای فعالان صنعت، بلکه برای بیماران، تولیدکنندگان، واردکنندگان، توزیعکنندگان و عموم مردم اهمیت دارد. از این رو، نحوه اطلاعرسانی درباره فعالیتهای آن نیز باید متناسب با همین جایگاه، بر پایه شفافیت، عدالت رسانهای و ضوابط حرفهای باشد.
با این حال، مسئله زمانی جدی میشود که نحوه اطلاعرسانی و سطح تعامل روابط عمومی با رسانههای مختلف، از رویهای مشخص و یکسان پیروی نکند. تفاوت در میزان دسترسی رسانهها به اطلاعات، نحوه پاسخگویی و کیفیت ارتباط با آنها، میتواند این شائبه را ایجاد کند که برخی رسانهها در اولویت قرار دارند و برخی دیگر از جایگاه برابر در تعامل با سازمان برخوردار نیستند. حتی اگر چنین وضعیتی ناشی از نبود سازوکار مشخص یا ضعف در مدیریت ارتباطات باشد، نتیجه آن چیزی جز تضعیف اعتماد رسانهها و خدشهدار شدن شفافیت در اطلاعرسانی نخواهد بود.
مسئله صرفاً نحوه اطلاعرسانی و ارتباط با رسانهها نیست؛ مسئله، نبود معیارهای روشن، شفاف و یکسان در تعامل روابط عمومی با رسانهها و دسترسی یکسان آنها به اطلاعات است. ارتباط حرفهای با رسانهها، به معنای پاسخگویی به همه رسانههای مرتبط و فراهم کردن امکان دسترسی آنها به اطلاعات است؛ نه محدود کردن این ارتباط به مجموعهای از رسانههای منتخب.
از سوی دیگر، رسانههای تخصصی حوزه سلامت و تجهیزات پزشکی نقش مهمی در انتقال مطالبات صنعت، پیگیری چالشهای تأمین و تولید، بررسی سیاستهای نظارتی و انعکاس مسائل مرتبط با دسترسی بیماران به محصولات سلامتمحور دارند. انتخاب سلیقهای برخی از این رسانهها برای اطلاع رسانی، میتواند دامنه پرسشگری تخصصی و تنوع دیدگاههای منعکسشده در افکار عمومی را کاهش دهد.
البته تفاوت در سطح پوشش رسانهای لزوماً به معنای تبعیض نیست؛ ماهیت هر اطلاع رسانی در حوزه های مختلف سلامت ممکن است متفاوت باشد. اما همین تفاوتها ضرورت وجود یک چارچوب مشخص را بیشتر میکند؛ چارچوبی که در آن، اطلاعرسانی درباره رویدادهای رسانه ای از مسیرهای رسمی و در زمان مناسب انجام شود، فرصت حضور خبرنگاران بر اساس معیارهای حرفهای تعیین شود و هیچ رسانهای صرفاً به دلیل سلیقه یا ترجیح شخصی از چرخه اطلاعرسانی کنار گذاشته نشود.
روابط عمومی یک سازمان حاکمیتی، مالک اطلاعات عمومی نیست که درباره نحوه توزیع آن بر اساس سلیقه تصمیم بگیرد. مأموریت آن، فراهم کردن زمینه دسترسی مسئولانه و منصفانه به اطلاعات است. اعتماد رسانهها نیز نه با انتشار خبرهای گزینشی، بلکه با رفتار حرفهای، پاسخگویی و رعایت قواعدی یکسان شکل میگیرد.
سازمان غذا و دارو برای تقویت اعتماد عمومی، بیش از هر چیز به شفافیت در عملکرد نیاز دارد؛ شفافیتی که باید از درون مجموعه و از شیوه تعامل روابط عمومی با رسانهها آغاز شود. اطلاعرسانی عادلانه امتیازی برای رسانهها نیست؛ بخشی از مسئولیت حرفهای و عمومی یک نهاد اثرگذار بر سلامت جامعه است.