کد خبر: ۵۰۶۰۶۷
۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ۱۷:۰۰

تجاوز آمریکایی - سعودی به حشد الشعبی؛ تحولات میدانی و بازتعریف معادلات بازدارندگی

سبطین الجبوری، کارشناس ارشد مسائل عراق
حشد الشعبی

عراق در شامگاه سه‌شنبه ۲۸ ژوئیه تا بامداد چهارشنبه ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (۷ و ۸ مرداد ۱۴۰۵) شاهد تحولی میدانی و ژئوپلیتیکی بسیار مخاطره‌آمیز بود؛ تحولی که در قالب حملات هوایی سنگین و مشترک نیروهای آمریکایی و سعودی علیه مقرها و مواضع رسمی سازمان «حشد الشعبی» در هفت استان عراق رقم خورد. این تنش‌آفرینی مستقیم به شهادت و مجروح شدن ده‌ها تن از نیروهای امنیتی انجامید تا منطقه را در برابر مرحله تازه‌ای از تقابل آشکار و فراتر از قواعد درگیری سنتی قرار دهد.

 تحولات میدانی و عبور از قواعد درگیری

ورود مستقیم و علنی نیروهای هوایی آمریکا و عربستان به آسمان عراق، یک بدعت و سابقه راهبردی محسوب می‌شود که منازعه را از چارچوب‌های «فشار پنهان» و «مدیریت نیابتی بحران» به سمت «تقابل نظامی مستقیم» با نهادهای رسمی امنیتی عراق سوق داده است.

گستردگی جغرافیایی تجاوز: تمرکز حملات هوایی فشرده در روزهای ۲۸ و ۲۹ ژوئیه بر مراکز فرماندهی و پشتیبانی لوجستیک در استان‌های بغداد، بصره، نینوا، واسط، کرکوک، کربلا و دیالی، با هدف ایجاد اختلال همه‌جانبه در زیرساخت‌های دفاعی صورت گرفت.

بی‌اساس بودن بهانه‌ها و اهداف واقعی: این هجوم با بهانه‌جویی واشنگتن و ریاض مبنی بر پاسخ به حملات پهپادی همراه شد؛ اما تحلیل میدانی ماهیت و اهداف نشان می‌دهد که هدف اصلی، تسویه‌حساب‌های راهبردی و هدف قرار دادن هسته سخت نیروهای مسلح عراق، به‌ویژه «تیپ ۳۰» در استان نینوا و مواضع محور شرقی در دیالی و بابل بوده است.

کارآمدی میدانی و مؤلفه انعطاف‌پذیری: به‌رغم حجم سنگین حملات، اتکا به شبکه‌های فرماندهی منعطف و ساختار غیرمتمرکز، به سازمان حشد الشعبی این امکان را داد که شوک اولیه را مهار کرده و آمادگی کامل تاکتیکی و نظامی خود را بدون آسیب به قدرت مانور حفظ کند.

ابعاد ژئوپلیتیکی و راهبردی

این حملات در چارچوب مسار و روندی گسترده‌تر جای می‌گیرد که هدف آن تغییر توازن قوا در منطقه از طریق تحمیل یک واقعیت امنیتی جدید با زور ناشی از قدرت نظامی است:

خوانش راهبردی: انتقال عملیات هوایی به سمت هدف قرار دادن مقرهای ثابت یک نهاد امنیتی وابسته به فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، نشان‌دهنده ورشکستگی گزینه‌های فشار سیاسی و امنیتی و توسل به زور عریان برای تحمیل سلطه و ایجاد اختلال در تصمیم‌گیری ملی در بغداد است.

خدشه به حاکمیت ملی عراق: این تجاوز با هدف به بن‌بست کشاندن دولت عراق و سنگ‌اندازی در مسیر تلاش‌های رسمی و مردمی جهت اخراج کامل نیروهای بیگانه و تکمیل زنجیره حاکمیت کامل ملی انجام شده است.

تلاش برای گسستن زنجیره بازدارندگی:

 اتاق‌های فکر متجاوزان به اشتباه تصور می‌کردند که می‌توانند عرصه عراق را از معادلات تقابل همه‌جانبه در منطقه جدا ساخته یا نقش محوری عراق را به‌عنوان یکی از ارکان اصلی جبهه پایداری و مقابله با طرح‌های سلطه‌جویانه تضعیف کنند.

 پیامدهای پیش‌رو و فرجام تنش‌آفرینی

داده‌های میدانی و سیاسی گواهی می‌دهند که این محاسبات نادرست و تنش‌آفرینی، نتایج معکوسی برای طرف‌های متجاوز به همراه خواهد داشت:

تحکیم انسجام داخلی:  هدف‌گیری مستقیم موجب همبستگی و انسجام افکار عمومی و جریان‌های سیاسی عراق در پشتیبانی از حشد الشعبی و نیروهای مسلح شد؛ امری که بر شتاب مطالبات عمومی جهت پایان دادن فوری به حضور نظامی بیگانگان و افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی می‌افزاید.

مشروعیت‌بخشی به گسترش دامنه پاسخ: حمله به مقرهای رسمی و شهادت نیروها، به گروه‌های مقاومت و نیروهای ملی مشروعیت کامل می‌دهد تا جغرافیا و گزینه‌های راهبردی پاسخ را علیه مقرها و منافع مشارک‌کننده در تجاوز، با ابزارهای تاکتیکی دقیق‌تر و کارآمدتر گسترش دهند.

تثبیت معادلات پایداری: تجارب میدانی نشان داد که راهبرد ضربات هوایی هرگز در فروپاشی بن‌سازه مقاومت یا تضعیف پایگاه اجتماعی آن موفق نخواهد شد، بلکه به نابودی آخرین برگ‌های برنده پروژه غربی - منطقه‌ای در منطقه سرعت خواهد بخشید.

 جمع‌بندی

تجاوز مشترک آمریکایی - سعودی در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶، یک ماجراجویی حساب‌نشده بود؛ چرا که حدود و ثغور قدرت نظامی مستقیم را در برابر ملت‌ها و نهادهای مقاومت افشا ساخت. تداوم این رویکرد نتیجه‌ای جز تعمیق بن‌بست متجاوزان و تثبیت معادله بازدارندگی مستحکم‌تر در جهت تضمین حاکمیت عراق و استقلال تصمیم‌گیری ملی آن نخواهد داشت.

نویسنده: سبطین الجبوری، کارشناس ارشد مسائل عراق
اخبار
  • آخرین اخبار
  • پربازدید
  • پربحث
+ بیشتر