کد خبر: ۵۰۳۷۹۷
۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ ۰۹:۴۵

تنگه هرمز میان معادلات بازدارندگی و تحول منطقه‌ای

سبطین الجبوری - کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل
تنگه هرمز میان معادلات بازدارندگی و تحول منطقه‌ای

در میانه تشدید تنش‌های مستمر میان ایران و ایالات متحده از آغاز سال ۲۰۲۶، تنگه هرمز بار دیگر جایگاه سنتی خود را به عنوان یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان بازیافته است. گذرگاهی که بخش قابل توجهی از صادرات انرژی جهان از آن عبور می‌کند و اکنون دیگر صرفاً یک مسیر اقتصادی دریایی نیست، بلکه به صحنه‌ای محوری برای بازتعریف موازنه قدرت در خلیج فارس تبدیل شده است.

تحولات اخیر نشان می‌دهد تهران در تلاش است معادله‌ای جدید را تثبیت کند؛ معادله‌ای که امنیت کشتیرانی منطقه را با خروج قدرت‌های خارجی از خلیج فارس پیوند می‌زند. از نگاه ایران، حضور نظامی آمریکا طی دهه‌های گذشته نه عامل ثبات، بلکه یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های بحران و ناامنی در منطقه بوده است.

پیام ۳۰ آوریل؛ اعلام ورود به مرحله‌ای جدید

در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ و همزمان با «روز خلیج فارس»، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، پیامی صادر کرد که حامل نشانه‌های مهم سیاسی و راهبردی بود. او در این پیام از شکل‌گیری «مرحله‌ای جدید» در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز سخن گفت و تأکید کرد آینده منطقه باید فارغ از حضور آمریکا رقم بخورد.

این پیام در فضای سیاسی ایران صرفاً یک موضع‌گیری نمادین تلقی نشد، بلکه به مثابه اعلام گذار تهران از سیاست دفاع و واکنش، به سیاست مدیریت مستقیم‌تر موازنه‌های منطقه‌ای ارزیابی شد. همچنین این پیام بازتاب‌دهنده نگرشی بود که امنیت خلیج فارس را نه در ائتلاف‌های نظامی خارجی، بلکه در ترتیبات امنیتی مبتنی بر همکاری کشورهای منطقه جست‌وجو می‌کند.

تنگه هرمز در دکترین راهبردی ایران

در همین چارچوب، تصمیم‌سازان ایرانی به تنگه هرمز به عنوان بخشی از امنیت ملی ایران می‌نگرند، نه صرفاً یک آبراه اقتصادی بین‌المللی. شماری از مقام‌های ایرانی از جمله محمد بهرامی سیف‌آبادی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، نیز بر این مسئله تأکید کرده‌اند که تثبیت حاکمیت ایران بر این گذرگاه، یک «وظیفه ملی و راهبردی» محسوب می‌شود.

این گفتمان نشان‌دهنده پیوند آشکار میان مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک در سیاست منطقه‌ای ایران است؛ جایی که کنترل تنگه هرمز بخشی از حفاظت از استقلال ملی و مقابله با فشارهای غرب تعریف می‌شود.

چرا تغییر معادله در هرمز دشوار است؟

با وجود برتری نظامی آمریکا و متحدانش در حوزه توان هوایی و دریایی، ویژگی‌های جغرافیایی تنگه هرمز همچنان به ایران اهرم‌های مهمی برای اعمال فشار می‌دهد. امتداد سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس، در کنار استقرار سامانه‌های موشکی، قایق‌های تندرو و پهپادها، محیطی بازدارنده و پیچیده ایجاد کرده که هرگونه درگیری مستقیم را به گزینه‌ای پرهزینه تبدیل می‌کند.

دکترین نظامی ایران در خلیج فارس بر اصل «فرسایش نامتقارن» استوار است؛ یعنی استفاده از ابزارهایی با هزینه کمتر در برابر سامانه‌ها و تجهیزات گران‌قیمت رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای. از این رو تهران معتقد است هرگونه تلاش برای اعمال محاصره دریایی یا محدود کردن نفوذ ایران در تنگه هرمز، به سرعت به بی‌ثباتی بازار انرژی و افزایش بهای جهانی نفت منجر خواهد شد.

بر همین اساس، ایران معتقد است فشارهای اقتصادی و نظامی ماه‌های اخیر نه تنها اهداف اصلی واشنگتن را محقق نکرده، بلکه بازارهای جهانی را به این جمع‌بندی رسانده است که ثبات تجارت انرژی در خلیج فارس بدون تعامل با تهران ممکن نیست.

«مدیریت جدید» تنگه هرمز

افزایش سخن گفتن مقام‌های ایرانی از «قواعد جدید کشتیرانی» نشان می‌دهد تهران در پی عبور از مرحله بازدارندگی صرف نظامی و حرکت به سوی طراحی ترتیبات امنیتی پایدارتر در منطقه است. این رویکرد بر چند محور اصلی استوار است:

تقویت همکاری‌های منطقه‌ای به دور از مداخله خارجی

پیوند امنیت خلیج فارس با امنیت جمعی کشورهای منطقه

حفاظت از دستاوردهای راهبردی ایران، از جمله برنامه هسته‌ای و توانمندی‌های فناورانه

تثبیت بُعد تاریخی و هویتی خلیج فارس به عنوان حوزه حیاتی ملت‌های منطقه

در این چارچوب، تهران تلاش می‌کند خود را نه فقط به عنوان یک قدرت بازدارنده، بلکه به عنوان بازیگری قادر به تضمین امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه معرفی کند.

جمع‌بندی

تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری به میدان آزمون بازآرایی نظم منطقه‌ای در خلیج فارس تبدیل شده است. در حالی که آمریکا و متحدانش همچنان بر سیاست فشار و مهار ایران تأکید دارند، تهران بر جغرافیا، ظرفیت‌های بازدارندگی و شبکه نفوذ منطقه‌ای خود برای تثبیت معادله‌ای تازه تکیه کرده است؛ معادله‌ای که بر این گزاره استوار است که امنیت خلیج فارس نمی‌تواند از بیرون منطقه مدیریت شود.

فارغ از موافقت یا مخالفت با این نگاه، آنچه روشن به نظر می‌رسد این است که هر تحول در معادلات تنگه هرمز، مستقیماً بر امنیت انرژی جهان و آینده موازنه‌های سیاسی و نظامی خاورمیانه تأثیر خواهد گذاشت.

نویسنده: سبطین الجبوری - کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل
اخبار
  • آخرین اخبار
  • پربازدید
  • پربحث
+ بیشتر