کد خبر: ۵۰۳۰۰۳
۲۱ فروردين ۱۴۰۵ ۲۰:۴۴

داستان لبنان و بازی جنگِ تمام یا صلحِ تمام

هادی معصومی‌زارع _ کارشناس مسائل بین الملل
جنگ لبنان

 تصاویر دل‌خراشی که دیروز از لبنان مخابره شده است آتش به دل همه ما زده است. به ویژه که حزب‌الله این‌بار به صراحت برای دفاع از ایران وارد جنگ شده و حالا میان معرکه تنها مانده است؛ اما لب مطلب آن است که از دید من، بسندگی بر مواجهه با رژیم و تحریک به حمله موشکی به رژیم و دوطرفه کردن و تقلیل جنگ از یک جنگ چندجانبه (میان ایران و ائتلاف امریکایی-اسرائیلی و عربی) به جنگی صرفا دوطرفه (میان ایران و رژیم) اگر خيانتی آگاهانه نباشد حتما ایده‌ای برآمده از عواطف و احساسات خواهد بود.

 از ۷ اکتبر تاکنون بارها گفته‌ام و نوشته‌ام که رژیم قبلی مرده و آستانه تحمل سیاسی و اجتماعی آن تا جایی بالا رفته که با سلاح‌های متعارف در دست‌رس ما امکان شکستن آن و واداشتنش به عقب‌نشینی میسر نیست و نخواهد بود. فکر می‌کردم پس از دو سال و نیم حالا دیگر داستان روشن شده باشد. بله اگر مساله، دستاورد رسانه‌ای و دل‌گرم کردن مقطعی سنگر خیابان باشد، (با صرف نظر از تبعات پسینی‌ چنین تدبیری) آن دیگر حرف دیگری است. 

 درست متاثر از همین منطق بود که از همان ابتدای طوفان اقصی بر ضرورت پاسخ‌گو کردن امریکا و متوقف‌کردن ماشین جنگی رژیم از طریق فشار بر اراده و آستانه تحمل امریکا از طریق اقدامات نهضتی تاکید داشتم. برخلاف جنگ ۱۲ روزه، در جنگ ۴۰ روزه و با اشتباه مرگ‌بار امریکا در مشارکت علنی و رسمی در تجاوز به ایران، برای اولین‌بار فرصتی دست داد تا صاحبان امر از لاک انفعال و ترس خارج شده و یک‌بار برای همیشه (و برخلاف دو مورد عین‌الاسد و العدید) بی‌هیچ ترسی مسئول حقیقی دهه‌ها بحران در ایران را پاسخ‌گو و هزینه‌ها را به او نیز تحمیل کند.

 معتقدم اگر غرور و مستی ترامپ نبود که می‌خواست پیروزی را به نام خودش بنویسد، حملات مستقل و خودبسنده اسرائیل در بازه زمانی کمی بلندمدت‌تر و بدون مشارکت رسمی (و نه عملی) امریکا نیز به تنهایی می‌توانست همین سطح از ویرانی و تخریب و کشتار را در ایران خلق کند. (حالا جز داستان بمب‌های سنگرشکن GBU-57 که آن را هم می‌توانست مانند جنگ ۱۲ روزه و بمباران فردو به صورت موردی از امریکا تقاضا کند و ایران هم نهایتا پاسخی خجولانه در حدوقواره العدید بدهد.) و از قضا رژیم برای این سناریو هم آماده بود.

حالا در شرایط آتش‌بس و مذاکرات، بدترین سناریوی ممکن برای ما آن است که مجددا وارد رویارویی بسنده با اسرائیل شویم.

این دقیقا همان چیزی هست که اگر نگوییم هر دو دشمن که لااقل اسرائیل می‌خواهد؛ اسرائیل در عین کمک‌گرفتن از امریکا او را مانع تحقق بیشنیه اهداف حداکثری‌اش در ایران می‌بیند و اساسا می‌خواهد فارغ‌البال‌تر از این عمل کند. حرفم آن است که در این تله نباید افتاد‌. سیاست باید این باشد که یا آتش‌بس در همه جبهه‌ها یا جنگ در همه جبهه‌ها.

به صراحت مدعی هستم تقلیل مواجهه به جنگی دوطرفه، شکست قطعی ما را به دنبال خواهد داشت. رژیم به نیابت از امریکا زمین‌سوخته‌ای از ایران برجای خواهد گذاشت؛ بی‌آن‌که دست ما مجددا به گلوی امریکا و شیخ‌نشین‌های عربی برسد. مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه به خوبی موید این مدعاست که جنگیدن هم‌زمان با هر دو دشمن، برای ما اهرم‌های بازدارنده موثرتری خلق می‌کند تا وقتی که صرفا در جبهه بسته، نسبتا نفوذناپذیر و با آستانه تحملِ فوق‌العاده بالای اسرائیل می‌جنگیم.

باور نمی‌کنید به زلزله تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی نگاه کنید. و گرنه در جنگ دوازده روزه دیدیدم که بی‌آن‌که به حساب‌مان بیاورند، آمدند، بمباران کردند و فردایش اعلان آتش‌بس یک‌طرفه کردند و رفتند تا نه ماه بعد. حالا اما امریکا مجبور است پای میز مذاکره بنشیند و چانه بزند و دغدغه اولش هم بازگشایی تنگه‌ای باشد که پیش از جنگ هم باز بود. این تشویق به جنگ نیست. توجه به انتخاب درست جبهه جنگ و طرف مقابل است.

 دوستان و عزیزان! حتی اگر دل‌مان خون است که هست و من خود از دیروز چند داغ بزرگ در لبنان دیده‌ام، باید بکوشیم تا در دام احساسات نیفتیم. در تله تقلیل‌گرایی و تله تفکیک نیفتیم. از این برادرتان بپذیرید که حتی اصابت ۲۰۰ موشک بالستیک به سرزمین‌های اشغالی (در سطحی که تاکنون دیده‌ایم) نیز خراشی بر اراده رژیم برای نابودی حزب‌الله نخواهد زد. آن‌چه حقیقتا موثر است بازی تنگه‌ها و سیاست جنگ تمام یا صلح تمام است.

_زنده باد جنگ!

زنده باد صلح!

هزاران مرگ بر بدجنگی و بدصلحی!_

نویسنده: هادی معصومی‌زارع _ کارشناس مسائل بین الملل
اخبار
  • آخرین اخبار
  • پربازدید
  • پربحث
+ بیشتر